تبليغاتX
آزادلیق
آزادلیق

 

بسمه رب الشهدا و صدقین

 

هرگز از مرگ نهراسیدم اگرچه دستانش از ابتذال شکننده تر بود/ هراس من باری از مردنِ در سرزمینی است که مزد گورکن از آزادی آدمی افزون باشد.

       

        یادمان هست که در دومین روز خرداد سال هفتادوشش جانمان را از چنگال دوژخیمان اوصولگرایان گرایان رهانیدیم و زمام ایرانمان با بیست میلیون رای به اصلاحات سپردیم وهشت سال،   نه ایده آل ولی بهتر زیستن را لمس کردیم و در چشم جهانیان نیز خودی نشان دادیم ولی در طی این مددت باز فراموش کردیم که اشک های سید خندان از چه و برای چه بود و باز امید از ما ربوده شد و صندوقی را درخور شخصیت و نظر خویش ندانستیم و، نتیجه؟!... این تقصیر من، تو، ما بود و هست.کمی بعد عادلان برای ما و روز های ما سرنوشت دیگری رغم زدند؛ گرانی، بی کاری، فقر و بی هویتی بدتر و بیشتر و بیشتر شد. تا دوباره یادمان آید که "من یک انسانم یک انسان شناسنامه دار."

        اکنون روزهای تبلیغات انتخاباتی روزهای داغ تبلیغات انتخاباتی است و ما خیابان و مغازه ها و اتومبیل ها مان را باز سبز و سپید کرده ایم و پیشاپیش پیروزی را جشن می گیریم بی آنکه فکری برای خرداد کنیم؛ خرداد پر حادثه، خرداد خونین، خرداد آزادی، خرداد پیروزی، خرداد اشک و این بار خرداد پوزخند، خرداد تحقیر و خرداد نیرنگ.

        آری هوشباری کامل ما باز تا پای صندوق های رای می رود و بعد هم صندوق ها رنگ سپید و سبز به خود می گیرند. شب فرا می رسد گوشها و چشم ها، کنجکاو، در پی تحقق پیروزی؛ خبر اعلام می شود، صبح فرا می رسد، یاس، گنگی، پریشانی، پشیمانی. و این دیگر تقصیر من، تو، ما نبود و نیست.

        باز هم گوش ها در کارند، چشم ها به هر طرف می دوند. صنادیق تهران سپید و سبز هاشان را به خیابان می ریزند. فریاد "الله و اکبر" همجا را فرا گرفته است. زنجان هم قسط بیدار شدن می کند، اولین باطوم، همه متفرق شده اند. تبریز و کردستان را خاموش کرده اند. "ندا آقا سلطان" ها شهید می شوند؛ سیل خروشان تر و لبریزتر است.باطوم، گاز اشک آور، گلوله، بسیجی؛ تهران هم خامش می شود.

        ام اکنون می بینیم  تا یاد بگیریم و یادمان بماند! با ما چه می کنند و " خس و خاشاکانی چون ما حق نفس کشیدن ندارند مگر، در زیر سایه ولایت دیکتاتوره فقیه عادل. حال ما مردم "آشوب گر" شهر کوچک همیشه سرکوب شده زنجان؛ خون شهدای تهران را نه بر زمین بلکه در رگان خود می بینیم نمی توانیم در خیابان باشیم ولی می توانیم و ذهن های خود را برای پذیرش حقیقت باز خواهیم گذاشت و برای همشهریان ظلمت زده خویش دعای بیداری خواهیم کرد.

ترکی: گورسه یوردو یاوانچی لار الین ده

مومکون دئیر بیر گئجه ده یاتا تورک

فارسی: اگر وطن خویش را نزد گدایان بیند

چشمان ترک حتی شبی رنگ خواب به خود نخواهد دید

 

 

باشد که پرچم مقدس ایرانم را

بازپسگیرم 

            

           

نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 20:26 توسط فقط می دانم که یک انسانم| |